۱ مطلب در فروردين ۱۴۰۴ ثبت شده است

رد پای دیجیتال، چیز عجیبی است. بعضی اوقات که اسم واقعی و مستعارم را جست و جو می‌کنم، گذشته‌ام را می‌کوباند در صورتم. برای همین، مدت‌ها بود که دوست داشتم دوباره بنویسم اما از ردپای دیجیتال می‌ترسیدم. این بار تلاش کردم که بنویسم و نگران این موضوع نباشم. یک دلیل دیگر هم داشت، و آن هم غرور بود. وبلاگ، راه را برای "هرکسی" باز می‌کند که تو را بخواند و این مرا می‌ترساند. اما، واقعیت این است که خسته‌ام. از این حجم از خودسانسوری خسته‌ام. دلم می‌خواهد که خودِ چرتِ هیولاواری که هستم، باشم. می‌خواهم تعصب داشته باشم، از افکار مریضم بگویم و مانند یک گناهکار در برابر کشیش، اعتراف کنم. و واقعیت این است که هیولای زیر تختی دارم که هرشب با خون، تغذیه‌‌اش کرده‌ام و نیاز دارد دیده شود... 

موافقین ۰ مخالفین ۰